آبستره یا هنر انتزاعی

مقدمه:

به فرانسوی (Art abstrait) به هنری گفته می‌شود که هیچ صورت یا شکل طبیعی در جهان در آن قابل شناسایی نیست و فقط از رنگ و فرم‌های تمثیلی و غیرطبیعی برای بیان مفاهیم خود بهره می‌گیرد . این اصطلاح معمولاً در مقابل هنر فیگوراتیو استفاده می‌شود و در معنای وسیعش می‌تواند به هر نوع هنری گفته شود که [اشیاء] و رخدادهای قابل شناخت را بازنمایی نمی‌کنند ولی عموما به آن گونه از آفرینش‌های هنر مدرن گفته می‌شود که از هر گونه تقلید طبیعت یا شبیه ‌سازی آن به مفهوم مرسوم آن در هنر اروپایی روی می‌گردانند.

انتزاع یا تجرید یکی از فعالیتهای ذهن است. بدین معنی که ذهن ما از مفاهیم حقیقی که در خارج از ذهن ما و در عالم واقع وجود دارند، بعضی مفاهیم را انتزاع میکند. مفاهیمی که بدین ترتیب منتزع میشوند ما به ازای خارجی ندارند. مثلا مفهوم انسان یک مفهوم انتراعی است که ذهن از کنار هم نهادن مشترکات تک تک آدمها که هر کدام در عالم واقع و خارج از ذهن ما وجود دارند، انتزاع کرده است.

طبق این تعریف، هنر غیر واقع گرا از هنر واقعگرا مجزا میشود. تمام سبکهای نقاشی که در آن فرم و شکل تداعی کننده واقعیتی در خارج از ذهن باشند، در زیر مجموعه هنر واقعگرا قرار میگیرند.

هنر انتزاعی غیرواقع‌ گرا است. هنر انتزاعی حد و مرزی ندارد و درگیر اصول و قوانین مشخصی نیست.

رئالیسم، کوبیسم، امپرسیونیسم، اکسپرسیونیسم و بسیاری از سبکهای نقاشی که در آنها، فرم ارتباط خود را با واقعیت حفظ میکند، ( ولو این ارتباط بسیار کمرنگ باشد ) جزو زیر شاخه های هنر واقعگرا محسوب میگردند.

آنجا که این ارتباط بطور کامل گسسته میشود، هنر غیر واقع گرا یا آبستره یا انتزاعی، آغاز میگردد.

در ابتدای قرن بیستم این واژه بیشتر برای مکاتب هنری چون کوبیسم و فوتوریسم به کار می‌رفت چرا که در این گونه مکاتب طبیعت در صورت‌های ساده یا مبالغه شده تنها تصوری از موضوع طبیعی اصلی بیان می‌شد. در نقاشی‌های این گونه سبک‌ها هدف عموما ضبط و روایت حقیقت اشیاء بود نه لزوما شکل ظاهری آنها.

به گفتهٔ مورخان هنر مدرن، واسیلی کاندینسکی نخستین نقاشی است که حدود سال۱۹۱۰نخستین نقاشی کاملاً انتزاعی را عرضه کرده است، و از آن پس، هنر انتزاعی مدرن در بسیاری از جنبش‌ها و مکاتب هنری مختلف عرض اندام نموده است. از همان اوایل، شهر مسکو، شمایل های روسی و هنر قومی آن دیار، سخت بر کاندینسکی اثر گذاشتند. و او را با هنر مندان پیشتاز روسی مرتبط کردند. بعدها در منظره هایی که با عنوان بدیهه سازی کشید. از طبیعت بسیار فاصله گرفت.

در انتزاع مطلق او به این نتیجه رسید که اگر هماهنگی های ناب تصویری عاری از صور عینی یا استعاری باشند، همچون اصوات ناب موسیقی روح انگیز می شوند. هنرمند آزادانه از انگیزش های روحی خویش پیروی میکند و حتی مختار است که از صور طبیعی یکسره چشم بپوشد و خود را به نیروی بیانی شکل های رنگین بسپارد. تنها قانون او ضرورت درونی است.

نتیجه گیری:

انتزاع یا تجرید یکی از فعالیتهای ذهن است. بدین معنی که ذهن ما از مفاهیم حقیقی که در خارج از ذهن ما و در عالم واقع وجود دارند، بعضی مفاهیم را انتزاع میکند. مفاهیمی که بدین ترتیب منتزع میشوند ما به ازای خارجی ندارند. مثلا مفهوم انسان یک مفهوم انتراعی است که ذهن از کنار هم نهادن مشترکات تک تک آدمها که هر کدام در عالم واقع و خارج از ذهن ما وجود دارند، انتزاع کرده است.

Zarvan Visuals