فراواقع ‌گرایی یا سوررئالیسم

مقدمه:

به انگلیسی (Surrealism) یکی از جنبش‌های هنری قرن بیستم است. سوررئالیسم به معنی گرایش به ماورای واقعیت یا واقعیت برتر است. زمانی که دادائیسم در حال از بین رفتن بود، پیروان آن به دور آندره برتون که خود نیز زمانی از دادائیست‌ ها بود، گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را پی ریزی کردند. این شیوه در سال ۱۹۲۲ به‌طور رسمی از فرانسه آغاز شد و فراواقع ‌گرایی نامیده شد. این مکتب بازتاب نابسامانی‌ ها و آشفتگی‌های قرن بیستم است. سوررئالیسم را می‌توان یک جنبش هنری-اجتماعیِ بنیاد ستیز به‌ شمار آورد. میل به ایجادِ دگرگونی در زندگی روزمره از طریق آشکارسازی امرِ شگفت ‌انگیز و تصادفی عینیِ نهفته در نظم ظاهریِ واقعیت دانست.

این جنبش در عمل با انتشار مجلهٔ انقلاب فراواقع ‌گرا توسط برتون آغاز شد. سالوادور دالی، رنه ماگریت و لویی آراگون از جمله سوررئالیست‌ های مشهور هستند. نقاشان بزرگی که به این جنبش پیوستند (همچون ارنست، دالی، ری، آرپ، میرو، دوشان، تانگی و…) به نقش ‌پردازی دقیق صحنه‌های خیالی و بدون منطق، و جان ‌بخشی اشیای روزمره و تبدیل آنها به موجودات عجیب پرداختند. تلاش آنها بر این بود که با خود کاری روانی میدانی را برای بروز ناخود آگاهشان در نقاشی فراهم کنند.

انتزاع یا تجرید یکی از فعالیتهای ذهن است. بدین معنی که ذهن ما از مفاهیم حقیقی که در خارج از ذهن ما و در عالم واقع وجود دارند، بعضی مفاهیم را انتزاع میکند. مفاهیمی که بدین ترتیب منتزع میشوند ما به ازای خارجی ندارند. مثلا مفهوم انسان یک مفهوم انتراعی است که ذهن از کنار هم نهادن مشترکات تک تک آدمها که هر کدام در عالم واقع و خارج از ذهن ما وجود دارند، انتزاع کرده است.

برپایه بیانیه بنیان‌ گذاری این مکتب که آندره برتون نوشت، یکی از اهداف آن آشتی میان واقعیت و رؤیا برای رسیدن به یک واقعیت مطلق یا فرا واقعیت بود. برتون در جنگ نخست جهانی به‌ عنوان روان ‌شناس در یک بیمارستان جنگی خدمت کرده بود و با دیدگاه‌های روانکاوانه فروید دربارهٔ تحلیل رؤیا و لایه‌های پنهان ناخودآگاه آشنایی داشت. آندره برتون و لویی آراگون که هر دو پزشک بیماری‌های روانی بودند از تحقیق‌های فروید الهام گرفتند و پایه مکتب جدید خود را بر فعالیت ضمیر ناخودآگاه بنا نهادند.

نخستین کسی که نقاشی سورئالیسم را وارد ایران کرد، شخصی به ‌نام امین‌ الله رضایی بود که معروف‌ترین اثرات او را می‌توان در نشریات کانون نویسندگان ایران پیدا و مشاهده کرد. از امین الله رضایی به عنوان پدر نقاشی سوررئالیسم ایران یاد می‌کنند.

در زمینه ادبیات داستانی ایرانی کتاب بوف کور اثر نویسنده صادق هدایت بهترین نمونه ادبیات سورئال به زبان فارسی است.

شعر در سوررئالیسم مرتبهٔ ویژه‌ای دارد و پیروان این مکتب کوشیده‌ اند که جهان بینی خود را از طریق شعر انتقال دهند. در واقع شعر را، رکن اساس زندگی می‌دانند زیرا عقیده دارند که شعر باید و می‌تواند مشکل زندگی را حل کند. فلسفه اجتماعی سوررئالیسم، شعار سعادت بشری را دارد و می‌خواهد آدمی را از قید تمدن سودجوی کنونی نجات بخشد، در عین اینکه بازگشت به گذشته را هم نمی‌پذیرد. در اصل از مواد مرام نامهٔ این مکتب به خوبی می‌توان دریافت که بنیان‌گذاران این مکتب در اندیشهٔ رهایی از هر نوع اسارتند و هدف آن‌ها در وهلهٔ اوّل پاشیدن آبی بر جنگ بوده‌است.

سوررئالیسم مشکل پر توقعی است که فقط عضویت دربست و پیروی کامل را می‌پذیرد. این مسلک در حوزه‌های مختلف فلسفی رویکردهای زیر را اختیار کرده‌است:

  • فلسفه علمی که همان رویکرد فروید به روانکاوی است.
  • فلسفه اخلاقی که با هرگونه قرارداد مخالف است.
  • فلسفه اجتماعی که می‌خواهد با ایجاد انقلاب سوررئالیستی بشریت را آزاد کند.

سورئالیست ها بهترین کسانی هستند که وقتی احساس می کنید از دنیای دیگری آمده اید، به استقبالتان می آیند. اگر عاشق شده اید و احساس سردرگمی می کنید، سورئالیست ها هوایتان را دارند. آن ها درکتان می کنند. اگر  رؤیای دیشبتان بیش از حد دیوانه وار به نظر می رسد، سر بر شانه ی یک سورئالیست بگذارید. اگر کاسه ی صبرتان از رمز و راز زندگی لبریز شده، یک اثر سورئالیستی بخوانید و مطمئن باشید نویسنده دست در دستتان می گذارد. همه ی ما در لحظاتی گیج می شویم و دنیا، به نظرمان سورئالیستی می آید. پس چه چیزی بهتر از این که با فراواقع گرایان همدل و هم زبان شویم؟ برای لیموها یتان چشم و سبیل بگذارید و لیموناد سورئالیستی بنوشید و اگر نخواستید این لیموناد عجیب را بنوشید، آن را آتش بزنید و درباره ی تجربه تان بنویسید!

نتیجه گیری:

سورئالیسم به ما یادآوری می کند، سلطه ی ناخودآگاه در جای جای زندگی مان وجود دارد. ما نیمی از اوقات (یا بیش از آن)، تحت سلطه ی چیزهایی هستیم که از آن ها آگاه نیستیم؛ یعنی دقیقاً نمی دانیم نیاز یا علاقه ی واقعی مان چیست.

Zarvan Visuals